2777
2789
عنوان

تابه حال تو رانندگی خدا باهاتون بوده حضورشو حس کردین

| مشاهده متن کامل بحث + 278 بازدید | 41 پست
آره یبار نزدیک بود برم زیر 18 چرخ خدا بهم رحم کرد به طرز عجیبی ماشینو کنترل کردم

وای منم عجیب تونستم کنترل کنم باورت میشه؟

احساس میکنم خدا دستامو هدایت میکرد

قربونش برم

بازم معجزه حضورشو دیدم😭😭😭

خیلی شکرششششش...

به لطف یه تاکسیه گاوداشتم میرفتم زیرکامیون خدارحم کردشوهرم جیغ میزد😂😂😂من تازه گواهینامه گرفتم گاهی وقتاازشهرخودم میومدم شهرپدری 7صبح خلوت تاکسی ازپشت چسبوندبهم منم ازلج نرفتم ولی نمیدونم چی شدکوتاهم اومدم چون سرعتم بالابود کم مونده بودبریم زیرکامیون تولاین بغلی

مامان ها تو روخدا اگه بچه هاتون مشکل گفتاری و رفتاری دارن سریعتر درستش کنید.

امیر علی من پنج و نیم سالش بود ولی هنوز خوب حرف نمیزد😔😔 فک میکردم خودش خوب میشه. یکی از مامان ها خدا خیرش بده تو اینستا تا آخر عمر دعاش میکنم پیج اقای خلیلی و خانه رشد رو برام فرستاد.

الان دارم باهاشون درمان آنلاین میگیرم. امیر علی خیلی پیشرفت کرده🥹🥹 فقط کاش زودتر آشنا میشدم. خیلی نگرانم مدرسه نرسه. 

یه تیم تخصصی از گفتار و کار درمان و روانشناس دارن، هر مشکلی تو رشد بچه هاتون داشتین بهشون دایرکت بدید. 



همه جا خدا هست..ولی یه جاهایی قشنگ دستمون رو میگیره .

بخدا خودم دیدم که چطوری تونستم کنترل کنم ماشین رو تعحب کردم

حتی ماشین رو خاموش نکردم 

چون خیییلی شلوغ بود دورو اطراف‌...و ماشین زیاد میومد...

اصلا یه حالی ام الان

وای منم عجیب تونستم کنترل کنم باورت میشه؟احساس میکنم خدا دستامو هدایت میکردقربونش برمبازم معجزه حضور ...

من بارها دیدم🥺🥺🥺

خدا چقدر دوسمون داره و ما ازش دوریم😭

یک دلُ این همه غم چرا نصیب من شد؟                           یک یار بی محبت چرا حبیب من شد؟ 

اونم ماشین من پژوعه خیلی تیزه حالم بد شد یادش افتادم

اتفاقا منم ماشین داداشم دستم بود بی نهایت تیزهههه

وای خودمم تعجب کردم ک چطوری تونستم کنترل کنم

انگار فرمون تو دستای خدا بود و هدایت کرد😭😭

چن ماه پیش سفر بودیم ماشین جلویی یه خانم بود ک رانندگی بلد نبود همش فرمونو تیز میچرخوند اینور اونر نمیتونست تو جاده برونه این یهو رف سمت گاردریل وقتی فرمونو با سمت پیچوند اینوری کنترلش از دستش خارج شد رفت سمت کوه به شدت خورد بهش بعدش چن تا ملق زد اومد سمت ما حالا جاده کوهستانی میلی متری ردش کزدیم وگرنه خدا میدونه الان ته دره بودیم یا ن

هر لحظه یادم میوفته شکر میکنم

اره یبار ماشین از لاین مخالف پرت شد جلوم  🤕🤕سریع کشیدم کنار جلو چشمم ماشین متلاشی شد 

یکی از مهمترین ویژگی های آدمای   (*  امن *) اینه که دیگران نسبت به کلام و عمل   او  ((* نگران * )) نیستند 

بله یه بار جاده ساوه یه پراید با یه ۲۰۶ کورس گذاشته بودن پرایدِ گرفت رو ۲۰۶ ۲۰۶ گرفت رو نیسان نیسان گرفت رو من منم نزدیک بود برم تو گاردریل نمیدونم چطوری هممون به طرزعجیبی سالم موندیم حس کردم خدا به هممون رحم کرد  

سعی کردم که بمانی و بریدی به درک/کارمان را به غم و رنج کشیدی به درک/به جهنم که از این خانه فراری شده ای/عاشقت بودم و هرگز نشنیدی به درک/میوه کال غزل بودمو از بخت بدم/تو مرا هرگز از آن شاخه نچیدی به درک/فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست/جنس پا خورده بازار خریدی به درک/عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد/میکشی از ته دل آه بزرگی به درک
یکی بیاد بغلم کنه😭😭😭😭😭احساس ترس عجیبی کردم

صدقه بده.عزیزم من تو جاده پر از تریلی و کامیون و اتوبوس بزگ وسط رانندگی از خستگی زیاد خوابم برده بود چند ثانیه.چشمم باز شد دیدم ماشین تو جاده داره اینور اونور میشه.پام از رو گاز برداشتم و فرمونو سفت گرفتم که از دستم در نره ،ماشین رفت سمت شانه خاکی به خاطر خاک سرعتش کم شد و بعدش کم کم واستاد.فکر میکردم دارم خواب میبینم.شانس آوردم اون لحظه یه کامیون و یه اتوبوس فقط تو جاده بود وگرنه تمام بود.زدم  کنار ،شوکه بودم اصلا باورم نمیشد.تو خواب رانندگی کردم چون همیشه خیلی مراقب بودم.

۲شب توی جاده کوهدشت به خرم آباد در حال رانندگی بودم،یهو دیدم دارم خواب میبینم،خوابم که تموم شد،یهو ا ...

😱😱😱😱

سعی کردم که بمانی و بریدی به درک/کارمان را به غم و رنج کشیدی به درک/به جهنم که از این خانه فراری شده ای/عاشقت بودم و هرگز نشنیدی به درک/میوه کال غزل بودمو از بخت بدم/تو مرا هرگز از آن شاخه نچیدی به درک/فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست/جنس پا خورده بازار خریدی به درک/عاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خورد/میکشی از ته دل آه بزرگی به درک
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792