عزیزم به سن خودتون وهمسرتون وفرزند همسرتون اشاره نکردیدو سوالات دیگری که پرسیده بودم رو پاسخ ندادید جواب سوالات شما میتونه ما رو زودتر به نتیجه برسونه
با این حال همانطور که اشاره کردید این حس بخاطر این به وجود اومده که فکر میکنید علاقه همسرتون بین شما دونفر تقسیم شده
هرکسی جایگاه خودش رو داره هیچ وقت شما دونفر نمیتونید جای همدیگه رو اشغال کنید
شما چون هنوز مادر نشدید نمیتونید این حس رو درک کنید
مگر قرار است اگر قرار بشه مادر بشید محبتتون به همسرتون بخاطر فرزندتون کمتر بشه ؟ محبت فرزند یه چیز دیگه ومحبت به همسر از یک جنس دیگر هستش
شرایط گودکی که مادرش رو به هر دلیلی از دست داده رو هم درک کنید
میدونم این حس تنفر دست خودتون نیست وبیشتر از همه خودتون رو اذیت میکنه ولی اگر در پی درمان این موضوع نباشید فاصله عاطفی بین شما وهمسرتون خواهد افتاد
بنظر میاد برعکس حس خشمی که در پیامتون دیده میشه روح بسیار لطیفی دارید
دوست عزیز عذابی که از این موضوع میکشید نشان دهنده سلامت روحی شماست چون ذات شما کینه نیست وناراحتید که چرا در شما به وجود اومده
امیدوارم این حس در شما مقطعی باشه .طرف شما یک پسر بچست نه یک خانم که باهمسرتون رابطه داره
متاسفانه چون از سن شما وفرزند همسرتون اطلاعی ندارم نمیتونم راهنمایی کاملی بکنم
شما از طرف خداوند انتخاب شدید که پناه فرزندی باشید که از مهر مادری محروم شده نمیخوام دلداری بدم ولی مسئولیت خطیر وارزشمندی دارید
به این کودک به عنوان برکت زندگیتون نگاه کنید مطمعن باشید که غیر از این نیست
شاید مثالی که براتون میزنم اصلا قابل قیاس با موضوع شما نباشه و درست نیست این مثال عنوان بشه ولی در جامعه ای که انسانها یک موجود بی سرپناه رو میارند تا در خیابون نمونه ما چطور به یک کودک بی سرپناهی که از مهر مادری محرومه وجز پدر کسی رو نداره میتونیم بی تفاوت باشیم
مطمعنن همسر شما شرایط روحی بدتر از شما رو داره . میتونید احساستون رو وهر چیزی که اذیتتون میکنه رو با من به اشتراک بگذارید
امیدوارم هر چه زودتر حس مادری رو تجربه کنید شاید اون موقع بیشتر بتونید همسرتون رو درک کنید وباور کنید که عشق یک فرد بین فرزند وهمسر تقسیم نمیشه
موفق باشید
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید