سلام ما یدونه عروس عمو داریم وای انقدر خودشو میگیره انقدر ناز و ادا داره که قابل گفتن نیست پیروز شام خونه عموم رفتم اینم بگم من خیلی وقت از شوهر طلاق گرفتم و مجردم و تنهایی رفتم خونشون
خب رفتم دیدم لباسی پوشیده بود که من اصلا اونو تو خونه خودمم نمیپوشم دیدم بدون روسری یعنی کلاه سرش بود و تیشرتی کوتاه که نافش و دستاش معلوم بود و شلوارک کوتاه پوشیده بود که پاهاش معلوم بود جورابشم که خیلی نازک بود اصلا کل اندامش معلوم بود
خب بعد که غذا رو کمک کردیم بیاریم بچینیم دیدم اون گوشه واساده داره به غذا ناخونک میزنه بعد میگه من تو خونه خودم اصلا کار نمیکنم دست به سیاه و سفید نمیزنم حالا اینجا کار کنم خب ماهم چیزی نگفتیم انداختیم و رفتیم غذا بخوریم دیدم به شوهرش میگه برام غذا بریز یا خورشت بریز بعدش دیدم به شوهرش گفت نوشابه بریز یا ژله بریز اصلا خودشو تکون نمیداد فقط اون میخورد خوردنشم اخه با ناز کردن میخورد اخرشم نصف شو دیگه نخورد بدون هیچ تشکری رفت نشست رو مبل با گوشیش کار میکرد و غذا که تموم شد بهش گفتیم بیا یزار اشپزخونه تا ما بشوریم برگشت گفت به مپ چه خودتون مگه دست ندارید خودتون بردارید ما هم ول کردیم خودمون جمع کردیم و شستیم بعدش دیدم میگه برام چایی بیار بخورم مادرشوهرش اورد داد بهش اونم بدون تشکری گرفت گفت برو
ماشین شوهرش سراتو هست بعد خونشونم 150 متری هی میگه به مادر و پدر شوهرش که من اشتباه کردم اومدم زن پسرت شدم من باید با شوهر دیگه ازدواج میکردم که لیاقت منو. داشته باشه اونا هم چیزی نگفتن حتی شوهرش چیزی نگفت تازه عین پروانه دورش میگشت هی نازش میکرد یا بوسش میکرد و زنش اصلا محال نمیمرد خودشو گرفته بود نشسته بود بعد که بعدش رفتیم دیگه سرکارم نمیره میگه همه دارایی شوهرم دست خودمه و اصلا چیزی بهش نمیدم تا خونه یا ماشین یا زمین و همه دارایی ها به اسم خودش کرده الان شوهره رسما هیچی نداره مهریه شم خیلی سنگین که اگه طلا بگیره شوهره نابود میشه
ببخشید زیاد شد گفتم یجا بنویسم تا اذیت نشید
حالا نظر خودتونو بگید لطفا