2777
2789

کسایی که قضیه منو میدونن 

اگرم خبر ندارید تاپیک های قبلمو بخونید 

هرچقدر به خانوادم گفتم اینا باشن من بمیرم نمیاااام اگه دوست ندارید ایام عید تنها بمونم میرم خونه پدرجون و مادرجون (پدربزرگ مادربزرگم) میمونم، حتی گریه هم کردم به بابام گفتم که دیدی پسر بردارت چه بلایی سرم اورد بعد اون همه سال دوست بودن با پسر عموم که قصدش ازدواج بود عین مجنون بود میمرد برام منم عمرمو عشقمو جونیمو قشنیگمو همه چیزمو به پاش گزاشتم حتی خواستگاری هم اومدن آخرش رفت یکی دیگه رو گرفت عین دستمال کاغذی قلبمو و غرورمو مچاله کرد انداخت دور حالا چطور توقع داری بیام با این قوم الظالمین بیام مسافرت بگم بخندم در حالیکه دلم از دست این قوم خووونه گفتم پدر میخوای دوباره یادم بیارن که چه ها کردن با دخترت.

خلاصه قبول نکرد گفت باید بیای همین که گفتم  منم از سر ناچاری رفتم چون هیچ وقت سر حرف پدرم حرف نزدم......


خوبیاتونم فیکه عزیزم😊 

حالا همسفرا تمام عمو عمه هام بودن با خانواده با پسر عموم و نامزدش که بماند زن عموم چه قرررربون صدقه ای میرفت برای عروسش جلوی من، هی میگفت ماااامان چی میخوای، برنج بکشم برات چون میدونم تو فقط گوشت سینه میخوری برات چند تیکه سینه جدا کردم از تو دیس اخه عروسم گوشت های قسمت تیره مرغو نمیخوره ،دختر عمو هام که این عروس جدیده میشه زن داداششون خودشونو میکشتن براش عین خدمتکارا تا لب تر می‌کرد همه چی فراهم میکردن براش، اصلا حرف این نیست اینا بخوره تو سرشون

ما اومدیم شیراز ، بعد شام همه داشتن تی وی میدین که نمیدونم یه کلیپی در مورد عشق گذشته با یه آهنگ سوووزناک پخش شد خانوم که شما باشید پسر عموم فنجان چایی از دستش افتاد و به سمت من بلند شروع کرد به گریه کردن گریه هاا منم گفتم الانه که خوون به پا بشه رفتم تو آشپزخونه که حرفی پیش نیاد مسافرت بقیه کوفت بشه

یهو زنش بلند شد با جیغ و بیشرف بازی گفت آخی دوباره فیلت یاد هندوستان کرده مگه نگفتی زیبا برام مرده من قبل تو دوسش داشتم، مگه نگفتی زیبا رو فقط برای آرامشم و هوس خودم میخواستم(اینو غلط میکنه دروغ میگه باهام رابطه جنسی نداشت چند بار هم درخواست کرد گفت فقط سطحی که یکم بهم خوش بگذره با رفتار بد من روبه رو شد من دختر بی حیا و بی خانواده نبودم که اینا برام عادی باشه) شروع کرد به نفرین کردن های بد بدددد خدا به حق پنچ تن از اینا سر هیچ کسی نیاره، بهم میگفت روسری خوشرنگت سیاه بشه هر جا که میری فقط بسوزی و درد بکشی و نمیری فقط بسوزی ندونی چیکار کنی اینا میگفت دستشاشو میکوبوند روی سینه های گندش جلو همه

خوبیاتونم فیکه عزیزم😊 

چند تا هم که لایق خودش بود بهم گفت من صلوات فرستادم گقتم ابن بی‌عقله تو حرف نزن شر بیافته تا دیدم دیگه داره به امواتم فحش های خیلی بد میده خیلییی بد تا اینو شنیدم از چشمام اشک میریخت اخه چیکار به اموات داری ساکت نموندم و درومدم بیرون 

از یقه اش گرفتم گفتم ببین دختره بی خانواده نزار گذشته تو اینکه چطور خودتو به زور انداختی تو سفره عقد که تا دم خطبه عقد چشم پسر عموم گریون بوده رو همین جا بگم من از همه چیت خبر دارم فکر کردی کی هستی فکر کردی من اینقدر بدبختم که تا الان منتظر خواستگار سابقمم موندم که از قضا پسرعمومه داری اشتباه میکنی من همون روز که شوهر جونت گفت زیبا همه چی تمومه فراموشش کردم حتی خاطره هاش رو با همه چیز که شوهرتو برام تداعی کنه خاک کردم ببین زنیکه این قبری که داری سرش خودتو آتیش میزنی توش مرده نیست پس الکی برای من ننه غریبم بازی درنیار اگه راست میگی برو شوهرتو جمع کن 

دید من از اون تو سری خور ها که بزنی تو سرشون جیکشون درنمیاد نیستم کوتاه هم نمیام سلیطه خودشو چنان کوبوند زمین من گفتم ضربه مغزی شد گفت کاش قلم پام میشکست و تو این طایفه نمیومدم من که گذشته شوهرمو میدونستم چرا خودمو بدبخت کردم میگفت و گریه میکرد میگفت و گریه میکرد منم بلند به خانوادم گفتم بلند شدید جمع کنیم بریم خونه خودمون 

موقع رفتن هم تو صورت زن عموی سیلطه امو پسر عمومو زنش تف کردم گفتم لیاقت تون همینه که توف بشه تو صورتتون بی لیاقتا دوزاری خدانشناس حالا بکشید امیدوارم به خاک سیاه نشستن تک تک تونو ببینم با آرایش غلیظ بیام وسط مراسم ختم تون جلو همه گفتم

خدا ازشون نگذره فقط اون میدونه که اینا حتی قبل تر ها چه بلاهایی سرم آوردن که هیچ حتی سر دشمن خونیش نمیاره

خوبیاتونم فیکه عزیزم😊 

مامان ها✋✋ طاها من مشکل توجه تمرکز و تاخیر کلام داشت.

دو سال برای گفتار درمانی حضوری می‌رفتیم که بی نتیجه بود.😔

تا با خانه رشد که صد تا درمانگر تخصصی گفتار و کار و روانشناس آنلاین هستن آشنا شدم، برای هر مشکلی هم آقای خلیلی بهترین درمانگر رو بهم معرفی کرد. 

این مدت خدا رو شکر پسرم خیلی پیشرفت کرده.🤩🤩

اگه نگران رشد و تربیت فرزندتون هستین خانه رشد عالیه. شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید.

واقعی بود این الان؟؟؟عمه هات پدر مادرت هیچی نگفتن!!!!!

همیشه دنبال یه عشق واقعی بودم یکی که رفیق باشه، یکی که برای درد دل کردن باهاش چرتکه نندازم  نکنه بعدا تو سرم بزنه،یکی که خیاااالم راحت باشه زیباترین و بهترین دختر شهرم براش،یکی که تکیه گاه تنهایی ها و غصه هامه یکی که پایه خل بازی هامه ولی خب همیشه که آدم  به خواسته هاش راحت نمیرسه😊 برای همه خواسته هام می جنگم و باید بهشون برسم
بیشتر ببینید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792