اون پسره که تفنگ رو سرش گذاشتن هفته ی قبل نمیدونم اسمش چیه بنظرتون میمیره یا نه
حدستون چیه بنظرتون آخرش چطور تموم میشه
من که میگم اونا الماسو تو کیف نذاشتن چون فکر اینو میکردن شاید یکی دنبالشون باشه برای همین پایین سنگ دست اون پسره هست که داخل چاهه و همه میمیرن یا زخمی میشن فقط اون زنده میمونه و از راه قنات زیر چاه فرار میکنه میره سنگو میفروشه و دوستشو نجات میده از تو زندان هانیه هم که میره خارج و همه ی اینا زیر سر اون مرده است که خودشو زده به فراموشی شما چی فکر میکنید؟
نه بنظرم برادر زنه مرده تپله اونی بود ک تفنگ گذاشت پشت سر پسره اما مرد تپله خودش مراقب بچه ها بود تفنگ رو اون شلیک کرد برادرزنش رو کشت مرد تپله هم الکی گف میرم شمال اومده بود جزیزه چون پای ی مرد رو ک نشون میداد مث اون بود