چقدر سخت ... خدا کمکت کنه من درکت میکنم داداش سه روزه ام از دست رفت
اسمش رضا بود
مادرم خودش تو بیمارستان بهش شیر داد ...فقط بخاطر اشتباه یک پرستار از دست رفت ... بچه سالم بود ...
من اون موقع بچه بودم اما اون لحظات دردناک رو فراموش نمیکنم ....
چند سال بعدش بدون اینکه به برادرم فکر کنم ... خوابش رو دیدم که بزرگ شده بود ... وقتی دیدمش اشک از چشمام سرازیر شد ... بهم گفت اینقدر مامان رو اذیت نکن هواشو داشته باش ... آخه اون موقع یک نوجوان بودم و مادرم رو واقعا اذیت میکردم ....
خلاصه بچه هایی که فوت میشن به خانواده هاشون سر میزنن