هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔
من دو سال تمام بیهوده یه مسیر طولانی رو برای درمان حضوری پسرم میرفتم که بی نتیجه بود.😔 الان 19 جلسه گفتاردرمانی آنلاین داشتیم و خودم تمرین میگیرم و کار میکنم. خدارو شکر امیرعلی پیشرفت زیادی داشته 😘
اگه نگران رشد فرزندتون هستین خانه رشد عالیه. صد تا درمانگر تخصصی داره و برای هر مشکلی اقای خلیلی بهترین درمانگر رو براتون معرفی میکنن من از طریق این لینک مشاوره رایگان گرفتم، امیدوارم به درد شما هم بخوره
عمل چی عزیزم؟انشالله که خیره.من توده پستان داشتم خیلی ریلکس و با خنده رفتم اتاق عمل.همسرم دلداریم میداد که نگران نباش غصه نخور اگه سینه تو دکتر تخلیه هم بکنه من بازم میخوامت.،،🤣 حالا من اصلا خیالمم نبود .استرس هم نداشتم چون توکلم به خدا بود
دختر دایی من ماه قبل زایمان داشت یعنی بچه رو یکماه زودتر دکتر در آورد چون طبق آخرین سونو گرافی رحم چسبندگی شدیدی داشت که جفت هم درگیرش شده بود .دکتر گفت اورژانسی بچه رو دربیارن مادر و نجات بدن.چون جونش در خطر بود. دختر دایی بیچاره ام نمیدونست شرایطش اینقدر ناجوره.ولی خواهرش که بمن گفت و سونوگرافی و فرستاد گفتم فقط خدا و اماما و شهدا .نگران نباش من هردوتاشونو با توسل به شهدا از خدا میخوام.یعنی جایی که ذره ای امید نداشتن به بچه و فقط به فکر نجات مادر بودن با یه معجزه همه چی خوب پیش رفت و الان گل پسرمون یکماهشه.