2777
2789
عنوان

بابای شمام اینطوریه⁉️😒

| مشاهده متن کامل بحث + 956 بازدید | 55 پست
خودشو خیلی بیشتر دوس دارهماهم بهمون عادت کرده برا لذت خودش و نداشتن حس تنهایی,دوس داره

مطمئن باشید اینطور نیست

الان بعد از مدت ها رفته آش خریده 

به حساب خودش فکر میکنه خوشحال میشید

اینکه به برادرتون میگه بشین ولی اگر دوست نداری نخور رو این حسابه که وقتی بیاد کنار سفره بشینه و بوی آش بهشون بخوره حتما اشتهاشون باز میشه

بعدا که بچه دار شدید ان شاءالله متوجه محبت الان میشید

خدا حفظشون کنه قدرشو بدونید

مامان ها تو روخدا اگه بچه هاتون مشکل گفتاری و رفتاری دارن سریعتر درستش کنید.

امیر علی من پنج و نیم سالش بود ولی هنوز خوب حرف نمیزد😔😔 فک میکردم خودش خوب میشه. یکی از مامان ها خدا خیرش بده تو اینستا تا آخر عمر دعاش میکنم پیج اقای خلیلی و خانه رشد رو برام فرستاد.

الان دارم باهاشون درمان آنلاین میگیرم. امیر علی خیلی پیشرفت کرده🥹🥹 فقط کاش زودتر آشنا میشدم. خیلی نگرانم مدرسه نرسه. 

یه تیم تخصصی از گفتار و کار درمان و روانشناس دارن، هر مشکلی تو رشد بچه هاتون داشتین بهشون دایرکت بدید. 


دلم برای قبلن ها تنگ شده.بابام صبح زود می رفت نون می خرید وصبخانه آمده می کرد که بدون صبحونه دانشگاه یا سرکار نرم.ای روزگار چقدر زود گذشت.باباها محبت کلامی خیلی بلد نیستن.با این کارها می خوان دوست داشتنشون نشون بدن.قدر این لحظات بدون.خیلی زود دیر میشه.

عزیزم هزاران بار خداروشکر کن.. دلم واسه روزایی که بابام حالش خوب بود و از پله ها می اومد پایین تنگ شده، الان سال هاست بابام دیگه نمیتونه بیاد بیرون یک ساله که روی تخته و اواخر همش بهش سوند وصله.. کاش باابای منم حالش خوب بود.. الان داداشم هر روز صبح نون میبره دم خونه بابام که حتی از صبحونه خوردنش لذت نمیبره و همه ی بچه هاش ازدواج کردن و الحمدلله خوشبختن، اما بابای عزیزم قلبش پیش بچه هاش هست و جسمش افتاده و خسته 😔😞 

تو رو خدا قدر پدر و مادراتون رو بدونید ❤️

آش مخصوص صبحونس دیگه. مگه توشهرتون آش فروشی ندارید؟؟

چرا اتفاقا چند روز پیش مریض بودم حلیم خریدم ازشون.انواع اش و سوپ هم سرو میکنن ولی خب به نظرم کلا اش هرچی باشه مایع و حجیمه و  صبح زود با معده خالی ادم اذیت میشه.

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می‌کند. فکر می‌کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه‌ی صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می‌رسد می‌بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم‌هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می‌رود و دیگر نمی‌تواند پله‌ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره‌هاست که روی دوش آدم سنگینی می‌کند.».   از کتاب چهل سالگی ناهید طباطبائی
عزیزم هزاران بار خداروشکر کن.. دلم واسه روزایی که بابام حالش خوب بود و از پله ها می اومد پایین تنگ ش ...

بخدا دست خودم نیس

ازش کینه دارم چون تو بچگیمون خیلی دعوا راه مینداخت

هررر کاری میکنه بازم یکم اخلاقش و رفتاراش رو مخمه

چرا اتفاقا چند روز پیش مریض بودم حلیم خریدم ازشون.انواع اش و سوپ هم سرو میکنن ولی خب به نظرم کلا اش ...

نگووووو دلت میاد؟؟؟ آش داغ شله قلمکار بانون داغ بربری

زندگیه بهشته

دلم داره پرمیکشه برم خونه مامانم اینا. بابام برام آش بگیره براصبحونه یا حلیمممممم داغ واااااااییی😋😋😋😋

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ازدواج قسمته

afaghgoon | 35 ثانیه پیش

حق اشتغال

بهاری۷۷ | 53 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز